تبلیغات
دیوانخانه - شهادت خانم فاطمه زهرا (س)
دیوانخانه
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

چرا حضرت علی علیه السلام واکنشی در برابر حمله کنندگان به حضرت فاطمه انجام نداد ؟

 

جواب : اولا امام علی (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسی مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد :
عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازوی حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید .
تفسیر آلوسی :3/124
توضیح : نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی كه باشد ، نشانگر این است كه واكنش علی (ع) در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم شیعه وجود داشته است .

و اینکه عمر یا ابوبکر در جنگهای صدر اسلام فرار میکردند مسئله ای است که بر هیچکس پوشیده نیست . مثلا فخررازی مفسر مشهور اهل تسنن در تفسیر خود می‌نویسد :
ومن المنهزمین عمر ، الا أنه لم یكن فی أوائل المنهزمین ولم یبعد ، بل ثبت على الجبل إلى أن صعد النبی صلى الله علیه وسلم ، ومنهم أیضا عثمان انهزم مع رجلین من الأنصار یقال لهما سعد وعقبة ، انهزموا حتى بلغوا موضعا بعیدا ثم رجعوا بعد ثلاثة أیام .
تفسیر الرازی - الرازی - ج 9 - ص 50
« از فرار كنندگان عمر بود ؛ ولی او در اوائل فرار كنندگان نبود و خیلی دور نرفته بود ؛ بلكه بر بالای كوه ماند تا رسول خدا به آن‌جا آمد . و نیز از فرار كنندگان عثمان بود كه با دو نفر انصاری به نام سعد و عقبه فرار كرده بودند ؛ آن‌ها آن قدر دور فرار كردند كه برگشتشان سه روز طول كشید » .
و نیز هیثمی در مجمع الزوائد می‌نویسد :
وعن ابن عباس قال بعث رسول الله صلى الله علیه وسلم إلى خیبر أحسبه قال أبا بكر فرجع منهزما ومن معه فلما كان من الغد بعث عمر فرجع منهزما یجبن أصحابه ویجبنه أصحابه فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم لأعطین الرایة غدار رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله لا یرجع حتى بفتح الله علیه فثار الناس فقال أین على فإذا هو یشتكی عینیه فتفل فی عینیه ثم دفع إلیه الرایة فهزها ففتح الله علیه .
مجمع الزوائد ، ج9 ، ص124 .
از ابن عباس روایت شده است كه رسول خدا گروهی را به خیبر فرستادند كه به گمانم ابن عباس گفت : ابابكر را به خیبر فرستادند ؛ اما او و همراهیانش شكست خورده و فرار كردند ، فردا عمر را فرستادند ،‌ او نیز شكست خورد و فرار كرد ؛ در حالی كه یارانش او را به ترس متهم می‌كردند و او یارانش را ؛ پس رسول خدا فرمودند : فردا پرچم را به دست كسی خواهم داد كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند ، او بر نمی‌گردد مگر این كه خداوند به دست او پیروزی را نصیب مسلمانان خواهد كرد . سپس رسول خدا سؤال كرد : علی كجاست ؟ امیر المؤمنین دچار چشم درد بود ، رسول خدا آب دهانش را به چشم او مالید (چشمانش شفا یافت) و سپس پرچم را به دست او داد و خداوند پیروزی را به دست او نصیب مسلمانان كرد .

پس حضرت عمر را گرفته و عکس العمل نشان دادند ولی در این هنگام صدای موذن بلند شد و حضرت علی علیه السلام به فاطمه زهرا عرض کردند که انتقام گرفتن از اینها برای من کار اسانی است ولی ایشان پس از این نام پدرت را از اذان حذف خواهند کرد و در اینجا بود که خانم فاطمه زهرا گفتند من به هر ظلمی که بر شود راضی هستم تا مبادا نام پدرم را از اذان حذف کنند.

و آقای ابن ابی الحدید معتزلی ( دقت کنید که او شیعه نیست و یک سنی متعصب میباشد و فقط گفته که : شیعیان را فقط به خاطر حضرت علی دوست دارم و گرنه او با شهادت حضرت فاطمه شدیدا مخالفت کرده و این مطلب را دروغ محض میداند یا بردن حضرت علی به زور برای بیعت با خلیفه (شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 2 - ص 60 ) و معتقد به خلافت بلافصل حضرت علی علیه السلام نمیباشد و او شافعی بوده است ؛ ولی چون پاره ای از حقایق را بیان کرده است برچسب شیعه خورده است ) در شرح نهج البلاغه، ج1، ص 307 می‌گوید که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید:

 

و أیم الله لولا مخافة الفرقة بین المسلمین، و أن یعود الكفر، و یبور الدین، لكنا على غیر ما كنا لهم علیه ... .

 

به خدا قسم! اگر نمی‌ترسیدم از اینکه اختلاف افتد بین مسلمانان و دوباره کفر به جامعه اسلامی برگردد و دین نابود می‌شود، می‌فهمیدید که من چه ضربه شستی بر شما نشان می‌دادم...

و اینجاست که حضرت علی علیه السلام میفرماید :

بعد از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی‌دانستم که از حق خودم دفاع کنم، ولی تنها بودم و دست خالی و یاری و یاوری نیافتم؛ یا در یک محیط خفقان‌زا و تاریک، صبر پیشه سازم. این محیطی که پیران را فرسوده می‌کند، و جوانان را پیر، و مردان مومن را تا قیامت اندوهگین می‌سازد. بعد از ارزیابی درست، صبر کردم، در حالیکه خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و می‌دیدم که جلوی چشمم میراث مرا به غارت بردند.

پس اینجا کاملا واضح است که حضرت تقیه نکرده است.

 

 


ثانیاً: برفرض این كه واكنشی نشان نداده است ، به همان دلیلی بوده كه پیامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واكنش نشان نداد.

توضیح : نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در 13 سال در مکه، جلوی چشمش، عزیزانش مثل عمار و یاسر و سمیه و بلال را شکنجه می‌دادند و برخی هم شهید می‌شدند. چون نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بنا نبود که با معجزه کار را جلو برد و چون کمک و یاور و مدافع نداشت، لب فرو بست، حتی دستور دفاع هم به کسی نداد. در برابر بدترین جسارت‌هایی که به نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کردند در مکه، از خودش دفاع نکرد. لذا آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم در این زمینه صبر می‌کند.

مثلا : عمار بن یاسر عنسى كه مادر او سمیّه نخستین كسى است كه در راه اسلام با نیزه ابوجهل  به شهادت رسید و همچنین برادرش عبدالله  و نیز پدرش یاسر در مكه زیر شكنجه قریش به شهادت رسیدند.
بلال بن رباح را امیّة بن خلف  گرفت و او را در گرماى شدید نیمروز (در بطحاى مكه ) به پشت خواباند و سنگى بزرگ را سینه اش نهاد تا به محمد كافر شود ولى همچنان در زیر شكنجه اءحد اءحد مى گفت .
دیگر كسانى كه با وسایل و عناوین مختلف مورد شكنجه هاى شدید قرار گرفتند به نامهاى زیرند:
1- عامر بن فهیره ، 2 - خبّاب بن اءرتّ، 3 - صهیب بن سنان رومى ، 4 - ابو فكیهه ، 5 - امّ عبیس (یا امّعنیس )، 6 - زنّیره (كنیز رومى )، 7 - نهدیّه و دخترش ، 8 - لبیبه .


فشار طاقت فرساى قریش به جایى رسید كه پنج نفر از اسلام برگشتند و بت پرستى را از سر گرفتند، آنان عبارتند از: 1 - حارث بن زمعه ، 2 - ابوقیس بن فاكه ، 3 - ابوقیس بن ولید، 4 - علىّ بن امیّه ، 5 - عاص بن منبّه ، كه اینان در بدر كشته شدند و خداى متعال درباره ایشان آیه اى نازل كرد (نساء /97 (رك : سیرة النّبى ، ج 2/283؛ ترجمه تاریخ یعقوبى ، ج 2/385؛ امتاع الاسماع ، ص 20)
چون رسول خدا صلى الله علیه و آله دید كه اصحاب بى پناهش سخت گرفتار و در فشارند و نمى تواند از ایشان حمایت كند به آنان گفت : كاش ‍ به كشور حبشه مى رفتید، چه در آن جا پادشاهى است كه نزد وى بر كسى ستم نمى رود، باشد كه از این گرفتارى براى شما فرجى قرار دهد، پس ‍ جمعى از مسلمانان رهسپار حبشه گشتند و این نخستین هجرتى بود كه در اسلام روى داد.

 

پس

از آقا امام رضا (علیه السلام) سوال می‌کنند که چرا جدت علی (علیه السلام) از حقوق مسلم خود و همسرش دفاع نکرد؟

 

حضرت فرمود که همانگونه که نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه دفاع نکرد:

 

اقتدی برسول الله فی ترک جهاد المشرکین بمکة بعد النبوة ثلاث عشر سنة.

 

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) 13 سال در مکه لب فرو بست و با مشرکان جهاد نکرد.

 

و امیرالمومنین (علیه السلام) می گوید روزی با نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیرون مدینه در داخل یک باغی بودیم و صحبت می کردیم. دیدم که قطرات اشک از چشمان نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سرازیر شد. گفتم: چرا گریه می کنی؟ گفت: کینه هایی می بینم در سینه بعضی از اقوام که بعد از من، آن کینه ها را بروز می دهند. گفتم: آیا دین من سالم می ماند؟ گفت: بله دین تو سالم می ماند.

 

مجمع الزوائد هیثمی، ج9، ص118 - مسند أبی یعلى، ج1، ص427 - معجم كبیر طبرانی، ج11، ص61 - شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، ج4، ص107 - میزان الاعتدال ذهبی، ج4، ص480

 

 


ثالثاً: وقتی یاران رسول خدا به خانه عثمان ریختند و متعرض همسر او شده و حتی دست او را با شمشیر قطع كردند ، عثمان هیچ واكنشی از خود نشان نداد.

توضیح : این عثمان همان عثمان بن عفان خلیفه سوم اهل تسنن است كه یاران رسول خدا از اطراف و اكناف عالم جمع شدند و او را به خاطر بدعت‌های زیادی كه در دین گذاشته بود ، قتل رساندند .( جایی که .... گذاشته شده خودن تحقیق کن تا با رفتار و عدالت بعضی از صحابه بیشتر اشنا شوید ) حتی یكی از حمله كنندگان دست به ..... زن عثمان زد و گفت : ................،. عثمان نه تنها واكنشی نشان نداد كه حتی هیچ اعتراضی نیز نكرد .

ابن كثیر سلفی ، طبری و ابن اثیر ، داستان را این گونه نقل می‌كنند :


ثم تقدم سودان بن حمران بالسیف فمانعته نائلة فقطع أصابعها فولت فضرب عجیزتها بیده وقال: إنها لكبیرة العجیزة . وضرب عثمان فقتله .
البدایة والنهایة - ابن كثیر - ج 7 ص 210 و تاریخ الطبری - الطبری - ج 3 ص 421 و الكامل فی التاریخ - ابن الأثیر - ج 3 ص 178 .
سودان بن حمران با شمشیر جلو آمد تا عثمان را بكشد . همسر عثمان كه نائله نام داشت ، مانع او شد ؛ سودان دست نائله را با شمشیر قطع کرد ؛ و به همین سبب نائله پشت خود را به او ( سودان ) نمود و سودان با دست خویش به..... نائله زده و گفت :

.........................
سپس عثمان را زده و او را به قتل رسانید!

پس در اینجا دلیلی که اقامه میشود همان بیکسی و بی یاوری میباشد ، همانگونه که امام علی میفرماید اگر 30 یار مخلص داشتم قیام میکردم و حقم را از غاصبان خلافت میگرفتم ؛ یا در خطبه 217 میفرماید : من هرچه کمک خواستم جز اهل بیتم کسی اعلام وفاداری با من نکرد و من دیدم که اگر اهل بیتم را هم در برابر شمشیر دیگران قرار دهم به صلاح نیست.

حتی خود پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وصیت کرد به علی (علیه السلام) که:

 

فإن وجدت اعوانا فجاهدهم و ان لم تجد اعوانا فكف یدك و احقن دمك، فإن الشهادة من وراءك.

 

اگر نیرو و کمک داشتی، با اینها جهاد کن. اگر یاور نیافتی، دست نگهدار و خونت را حفظ کن که شهادت پشت سر توست.

 

مستدرک الوسائل، ج11، ص74 - غیبت شیخ طوسی، ص193 - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی، ج20، ص326

 

نمونه هایی از کلام بزرگان اهل سنت در موضوع شهادت حضرت فاطمه

 

جوینی

 

آقای ذهبی وقتی به استادش جوینی می‌رسد، تعبیر امام را بكار می‌برد. واژه امام فوق وثاقت است.

 

الامام المحدث الأوحد الأكمل فخر الاسلام

 

پیشوای محدث و یگانه و كامل و فخر اسلام است.

 

تذكرة الحفاظ ذهبی، ج4، ص1505

 

 

همین آقای جوینی در كتاب فرائد السمطین، ج2، ص34 قضیه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را به عنوان یك قضیه قطعیه نقل می‌كند و غیر از قضیه شهادت، مصائب ناگوار و جانسوزی كه بر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) گذشت را هم متذكر می‌شود:

 

روای می‌گوید وقتی حضرت زهراء (سلام الله علیها) در آخرین لحظات حیات پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد منزل پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شد، پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چشمش به زهراء (سلام الله علیها) افتاد و قطرات اشكش جاری شد. سؤال كردم كه یا رسول الله چرا گریه می‌كنی؟

 

ذكرت ما یصنع بها بعدی كأنی بها و قد دخل الذل بیتها و انتهكت حرمتها و غصب حقها و منعت ارثها و كسر جنبها و اسقطت جنینها و هی تنادی: یا محمداه فلا تجاب و تستغیث فلا تغاث ...  فتكون اول من تلحقنی من أهل بیتی فتقدم علی محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة.

 

فرمود وقتی نظرم به زهراء (سلام الله علیها) افتاد، به یاد آوردم مصایبی را كه پس از من به زهراء (سلام الله علیها) وارد می‌شود. می‌بینم كه ذلت و خواری داخل خانه زهراء شده، حرمت او را شكسته‌اند، حق او را به یغما برده‌اند، ارث او را تصرف كرده‌اند، پهلوی او را شكسته‌اند و جنین او را سقط كرده‌اند در حالیكه او فریاد می‌زند كه یا محمدا، ولی كسی كمك نمی‌كند. از مردم كمك می‌طلبد ولی كسی به فریادش نمی‌رسد ... اول كسی كه به من ملحق می‌شود، زهراء (سلام الله علیها) است. پس او می‌آید نزد من درحالیكه محزون و گرفته و غمناك و حقش غصب شده و به شهادت رسیده است.

 

این سخن علامه حلی (ره) و كلینی (ره) و شیخ طوسی (ره) و ... كه نیست، سخن امام الائمه أهل سنت است، سخن جوینی است.

 

جالب اینجاست كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی زهراء (سلام الله علیها) را با این وضع می‌بینم، می‌گوید:

 

أللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها و ذلل من أذلها و خلد فی نارك من ضرب جنبیها حتى ألقت ولدها فتقول الملائكة عند ذلك: آمین.

 

 دست بر می‌دارم و نفرین می‌كنم و می‌گویم خدایا! لعنت كن كس را كه به او ظلم كرد، ... در آتش جاودانه كن آنكس كه او را كتك زد تا فرزندش سقط شود. در این حال ملائكه آمین می‌گویند.

 

یا

 

ابن تیمیه با ان همه دشمنی که با اهل بیت دارد می‌گوید:

 

إنه كبس البیت لینظر هل فیه شئ من مال الله الذی یقسمه و أن یعطیه لمستحقه، ثم رأى أنه لو تركه لهم لجاز، فإنه یجوز أن یعطیهم من مال الفئ.

 

خلیفه دوم رفت درب خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را گشود و رفت داخل تا ببیند كه چیزی از بیت المال را غصب كرده‌اند تا آنها را بردارد و میان مردم توزیع كند.

 

منهاج السنة، ج4، ص245

 

ایشان قضیه هجوم به خانه وحی را نتوانسته انكار كند، چون می‌داند كه خیلی روشن است، ولی دنبال توجیه مضحک است.

 

 

از علمای معاصر أهل سنت، آقای محمد حافظ ابراهیم، شاعر مشهور نیل، از بزرگان مصر است كه قضیه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را در قصیده‌ای از فضائل و مناقب عمر آورده است:

 

و   قولة   لعلی   قالها   عمر       أكرم   بسامعها    أعظم    بملقیها

 

حرقت دارك لا أبقی علیك بها       إن لم تبایع  و بنت المصطفى فیها

 

ما كان غیر أبی حفص بقائلها       أمام   فارس   عدنان   و  حامیها

 

چه سخن بزرگ و ارزشمندی زد عمر كه خانه‌ات را آتش می‌زنم، با اینكه دختر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه است، اگر بیعت نكنی. مگر كسی شجاعت كسی اینگونه داشت غیر از عمر كه به علی اینچنین بگوید. علی‌ای كه خودش یكه تاز میدان شجاعت و فاتح تمام میدان‌ها است. به علی چنین حرفی زدن، شجاعت عمر می‌خواهد.

 

دیوان حافظ ابراهیم، ج1، ص82

و اگر بخواهیم منابع حمله به خانه وحی و شهادت خان فاطمه زهرا را بیاوریم تا 40 الی 50 مورد از منابع اهل سنت میتوانیم بیاوریم.

 

در پناه حق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 فروردین 1393
سه شنبه 14 شهریور 1396 08:41 ب.ظ
Hi there, after reading this awesome post i am
also delighted to share my know-how here with mates.
شنبه 17 تیر 1396 02:42 ب.ظ
Hello there, You have done a great job. I will certainly digg
it and individually recommend to my friends. I am sure they'll be benefited from this website.
دوشنبه 5 تیر 1396 06:40 ق.ظ
Hello my friend! I want to say that this article is amazing, great written and include almost all vital infos.
I would like to see extra posts like this.
سه شنبه 2 خرداد 1396 06:55 ق.ظ
Hello are using Wordpress for your blog platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set up my own. Do you need any html
coding expertise to make your own blog? Any help would be greatly appreciated!
پنجشنبه 14 فروردین 1393 11:50 ق.ظ
سلام خوبی؟ چند روز پیش یکی از دوستانم سایت زیر رو بهم معرفی کرد که باهاش تبادل لینک کنم من فکر کردم تاثیری نداره ، ولی بعد از این که وبلاگم رو توی این سایت و سایت های شبیهش لینک کردم هر روز بازدید وبلاگم زیاد میشه. خواستم این سایت رو به تو هم معرفی کنم . حتما تبادل لینک کن چون لذت وبلاگ نویسی توی آمار بالاست.
چهارشنبه 13 فروردین 1393 08:56 ب.ظ
وبت حرف نداره عالییی بو به وب منم سر بزن خوشحال میشمممم


--------------
http://www.robotblog.ir سیستم اتوماتیک ارسال نظر گروهی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :